تبلیغات


قوت مغرب نه از چنگ و رباب

نی ز رقص دختران بی حجاب

نی ز سحر ساحران لاله روست

نی ز عریان ساق و نی از قطع موست

محکمی او را نه از لادینی است

نی فروغش از خط لاتینی است

قوت افرنگ از علم و فن است

از همین آتش چراغش روشن است

حکمت از قطع و برید جامه نیست

علم و فن را ای جوان شوخ و شنگ

مغز میباید نه ملبوس فرنگ

اندرین ره جز نگه مطلوب نیست

این کله یا آن کله مطلوب نیست

فکر چالاکی اگر داری بس است

طبع دراکی اگر داری بس است

گرکسی شبها خورد دود چراغ

گیرد از علم و فن و حکمت سراغ

ملک معنی کس حد او را نبست

بی جهاد پیهمی ناید بدست

ترک از خود رفته و مست فرنگ

زهر نوشین خورده از دست فرنگ

زانکه تریاق عراق از دست داد

من چه گویم جز خدایش یار باد

بندهٔ افرنگ از ذوق نمود

می برد از غربیان رقص و سرود

نقد جان خویش در بازد به لهو

علم دشوار است می سازد به لهو

از تن آسانی بگیرد سهل را

فطرت او در پذیرد سهل را

سهل را جستن درین دیر کهن

این دلیل آنکه جان رفت از بدن

اقبال لاهوری



منبع این نوشته : منبع